داستان های افراد سوخته

۰۳

مرداد

۱۳۹۹

نبض زندگی

حدودآبان ماه سال ۱۳۹۱،.من در حسابداری مرکز آموزشی درمانی شهید مطهری به عنوان مسوول درآمد بیمارستان وهمسرم به عنوان کارپرداز مشغول خدمت بودیم. خاطرات آن دوران هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه، می تونم بگم


دلنوشته |۰۳ مرداد ۱۳۹۹

ادامه مطلب

۰۳

مرداد

۱۳۹۹

ماجرا از زبان غلام حسین

به نام خدا داستان زندگی خانواده اقای غلام حسین کریمی که یک کارگر ساده است و در خانه مستجری زندگی می کنند و اعضای خانواده پنج نفر هستند غلام حسین پدرخانواده مرضیه مادر خانواده نرگس دختر خانواده محمد با


دلنوشته |۰۳ مرداد ۱۳۹۹

ادامه مطلب

۰۳

مرداد

۱۳۹۹

نیروی بیکران خالق

باعرض سلام ودرود بی پایان ب همه کسانی ک در دنیای مجازی ودنیای حقیقی با افکارو رفتار نیک وپسندیده ی خود سبب ارامش و آسایش خود ودیگران هستند . همچنین عرض سلام و خداقوت دارم ب تمام ققنوسیهای عزیز ،


دلنوشته |۰۳ مرداد ۱۳۹۹

ادامه مطلب
1 2